روانه
روانه ،روا، روانبایگانیِ روح
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام/نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تنها رهایی است که دردهای پیچیده را ختم به خیر می کند
و تنها شادی است که غم های بزرگ را درمان می کند
ما مبتلا به دردهای کهنه یک ملتیم
و خورسندیم که خداوند، عظیم تر از آن است که غمناک شود
و خداوند
روح همه شادی هاست
و ما را آزاد خواهد کرد
روح
چه تماشاخانه ای است روح انسان
آب و آتش
و نیش و نوش
و سبز و زرد
و کم و بیش
و دنیا و آخرت را جمع کرده است
رایگان
تا دنیا و برزخ و قیامت و بهشت ساخته شوند
جز محصولات انسانی که از روح می آیند
عالم نتیجه مفید بزرگی نخواهد داشت
پاسداری شده: آن فرستاده سرافراز
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
دوگانگی بیماری زا
ساختمان جسم و روح ما به گونه ای است که تنها با یک نظام اخلاقی رفتاری شناختی سازگار است
دوگانگی بزرگترین مشکلی است که سلامتی ما را تهدید می کند
پاسداری شده: واژه، خودش فارسی است و برای «معنا» معادل فارسی نمی شناسم
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: واژه، خودش فارسی است و برای "معنا" معادل فارسی نمی شناسم
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: واژه، خودش فارسی است و برای "معنا" معادل فارسی نمی شناسم
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: برای ماه مبارک و خدای مبارک
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: نوجوان ها خوشند اما خردمندان به نتیجه می رسند
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: هر چه شبیه توست از آن توست
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: هر آتش بزرگی دود بیشتری هم دارد
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: ۱۶
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: هر آتش بزرگی دود بیشتری هم دارد
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: زندگی با جریان
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: از هر بدی عرفی نباید اجتناب کرد
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
پاسداری شده: مسیح در دل من میزند رگ از نفسم چه گویم از جلوات مسیح بی هوسم
برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.