روانه

روانه ،روا، روان

بایگانیِ خداوند

هر روز از هدیه دادن و تقدیم کردن خود لذت می برم،‌ تا باد چنین بادا

ساعت هایم را سنجیده ام

و قیمت آنها را از بازار روان پرسیده ام

قیمت ساعت هایم خیلی بالاست

و من برای آن که مردم را دوست دارم ساعت هایم پایین تر از قیمت به آنها می فروشم

ساعت هایم خراب و بنجل نیستند

من دست و دل باز شده ام

حضور خداوند در مردم هر کسی را دست و دل باز می کند

اینک مردم پول پرداختنی شان را می بینند

و من از لذت سرشارم که کمتر از آنی که دیده می شوم نیستم

زمانی می چرم اینجا ، زمانی می چرند از من / گهی گرگم ، گهی میشم ، گهی خود شکل چوپانم

هر چه که به دیگران می رسانی به تو می رسد

روزگار دقیقا آینه است

تازه یادت باشد که رحمت خداوند هم دخالت می کند

این قانون است

ناله موقوف

خداوند در این میانه

سنگ های آسیا در مواجهه با هم می چرخند

و آسیابان در این میانه آرد خود را می گیرد

به همچنین همه انسان ها در تعاملاتشان با هم

به دنبال لذت و قدرت و ثروت و موقعیت و گاه شهرتند

و خداوند در این میانه به اهدافش از خلقت دست می یابد

تاریخ محدود، تاریک نامحدود است

تنها آن تاریخی می تواند معتبر باشد که در ابتدا و انتهایش ابهام نباشد

و این را تنها خداوند اصلی روایت می کند

منظورم از خداوند اصلی خدایی است که با فهم های امروزی تو و پدران و مادرانت ساخته نشده باشد

تاریخ معلم انسان هاست

و معلم انسان ابدی باید ازلی هم باشد

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام/نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

تنها رهایی است که دردهای پیچیده را ختم به خیر می کند

و تنها شادی است که غم های بزرگ را درمان می کند

ما مبتلا به دردهای کهنه یک ملتیم

و خورسندیم که خداوند،‌ عظیم تر از آن است که غمناک شود

و خداوند

روح همه شادی هاست

و ما را آزاد خواهد کرد

پاسداری شده: سواد آموزی به روش قصار

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: بیده ملکوت کل شیء (یس- 83)

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: زندگی جدی است و خداوند در کار

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ابرهای ضخیم زمستانی

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: بیخود نیست که کشف حقیقت را می خوارگی دانسته اند

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: مرگ عزیز و خدای مهربان

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: عشق

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: اکنون آدم به نزد من آمده اند تا کلماتی به او بیاموزم و به گذشته اش بازگردد و من جبرئیل نیستم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: حالا شما هم البته باید کوتاه بیایی و غر نزنی؛ تحمل دیگران برای خدا هم عبادت است

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: چوب خدا صدا ندارد، نوازشش هم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: خدانگهدارت است ای خدانگهدار

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.