روانه

روانه ،روا، روان

بایگانیِ بازی

نفس کز گرمگاه سینه می‌آید برون ابری است – با احترام به امید –

با زندگی در سطح بازی می کنیم

و زندگی در عمق جریان دارد

نه ناله ها و نه مشنگی های ما

هیچ یک

عظمتی که متولد می شود

و خزنده و مهیب

ما را به نرمی می لرزاند را از حرکت باز نمی دارند

هر چه هستی باش

خود را باش

که جز خود

هیچی

و بازی ها و نقاب هایت

هیچ نیست

اینترنت نماد ولایت جمهور

ولایت جمهور بسیار از آنچه در دست است عالی تر است

و عالی تر از آن

ولایت الهی است

که نقص های ولایت جمهور را ندارد

و کمالاتش را دارد

اینترنت خیلی کارها کرده است

اما ساختارش نقایصی دارد

اینترنت بازی های زیادی را خراب می کند

اما حقایق زیادی هم هست که با اینترنت به دست نمی آیند

حال خیلی از مردم تنها و تنها با ولایت الهی خوب می شود

و این چیزی است که نیست

بهارنده

بدان که بهار

بیش از آن که برای طبیعت بازی آمده باشد

برای انسان سازی آمده است

پاسداری شده: مستقبل، مستنبل

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: درک مرگ، انسان را از مسخرگی بازمی‌دارد

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

انسان "یکی" است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

انسان «یکی» است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

انسان "یکی" است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

انسان "یکی" است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

پاسداری شده: اصطلاح بازی با ریاضی را شنیده ای؟

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: باز هم بازی برای خود فراموشی

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: برای آدم های نامیزان که دم از تعادل و عدالت می زنند

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: بازی برای باختن

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: la ilaha illallah

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ان تحرص علی هدیهم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: بازی جدید، ‌مشترک بین زیرکان و علافان

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ای دوست شکر بهتر(خوش‌تر) یا آن که شکر سازد

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: هنر هفتم و تواضع

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ۲۸

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: هنر هفتم و تواضع

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: کله پر نمی شود که پاچه گرفته شود

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ایراد اتهام مفت

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: فقط دیر نشود و الا مسخره بازی درون همه ما طبیعی است

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: شک

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.