روانه

روانه ،روا، روان

بایگانیِ انسان

یک خاطره ساده

روزی یکی از افراد شرور را دیدم که بدون مراقبت ها و دقت های یک انسان مراقب می رفت

به یادم آمد آری

مراقبت برای کسی لازم است که دشمنان شری دارد

اما کسی که خودش اصل شر است

شرور از او بر می خیزد 

و بسیاری از گردنه کش ها را مدیریت می کند نیاز به مراقب ندارد

انسان این است

آنچه امروز دیدم حکایتی را به یادم آورد که می گویند:

مردی پیر و فرتوت شده بود

و توان کار کردن و خرج کردن برای همسرش را نداشت

در کارهای خانه هم نمی توانست شریک باشد

حوصله سخنان عاشقانه و محبت آمیز را هم دیگر نداشت

اما

برای آن که مردم نگویند که زنش را رها کرده

و انگار دیگر با او نسبتی ندارد

هر روز او را به باد کتک می گرفت

این هم برای حرف مردم خوب بود

و هم برای وجدان خودش

گاهی وقتی نمی توانند به همدیگر کمک کنند

برای اثبات محبت و رابطه شان

یکدیگر را آزار می دهند

بهارنده

بدان که بهار

بیش از آن که برای طبیعت بازی آمده باشد

برای انسان سازی آمده است

گوش

دست در گوش

غرش جریان خون خودم را می شنوم

دست برمی دارم

چقدر آرامش هست

کارش معرکه است

حرفه ای است

کسی که انسان را آفریده است

نظام هستی یعنی آنچه با آن مواجهی

نظام هستی با این همه هوشمندی

عقلش از انسان کمتر است

عقل هستی در انسان است

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

خداوند که به قلم قسم می خورد معنایش خودکار نبوده

اما شامل خودکار هم هست

اگر این مصداق را بپذیریم

شامل کیبورد هم هست

نوشتن

مقام انسانی ما را تثبیت می‌کند

راه

حرکت در جاده هایی که در نقشه نیست

به معنای پذیرفتن ریسک اتکا به قوای خویش است

نقشه ها را برای عموم می‌سازند

اما ریسک ها عمومی نیستند

قوای انسان ها را هم نمی شود تعمیم داد

گیتی و کیهان عرصه مسابقه اند

عمر برخی کتاب ها از خوانندگانش بیشتر است

و عمر برخی انسان ها از کتاب هایی که می خوانند

آب از مرز می گذرد و عقاب از مرزگذشته ها را شکار می کند

تیزبینی مثل عقاب

اگر به نرمی آب دلسوز مردم باشد

به انسان نزدیک تر می‌شود

اگرچه پایان دل سوزی

سوختن باشد

عاقبت به خیری و خیر با ادب و احترام به انسان می رسد

افتخار می کنم

که اگر چه از حکمت هایی که مراجعانم به صورت روزانه به دست می آورند چیزهای زیادی یاد می گیرم

اما

از آنها هرگز تاکنون به نفع خود و به نام خود استفاده نکرده ام مگر پیشاپیش اجازه گرفته باشم

اکنون می دانم که این احترام است که خیر را به سوی انسان سرشار می کند

رضی الله عنهم و رضوا عنه

خداوند در وصف خوبان منسوب به خود می گوید

آنها از خدا راضیند و خدا از آنها راضی است

یعنی انسان به جایی می رسد که از خدا راضی می شود

و این یعنی تمام انسان های ناقص و در راه مانده

از خدا راضی نیستند

به تو می گویم که خدا را ببخش

و مقصودم آن است که اگر به نظرت خداوند به تو ضرری وارد کرده است

یا دعایت را به جای اجابت

به دیوار زده است

یا هر کار دیگری کرده که به نظر تو خدای بدی است

و دوستش نداری

و دوست داری که نباشد

یا دوست داری که از تو معذرت بخواهد

بیا و به خاطر ارتقاء خودت و رسیدنت به مقام های خوبان و بندگان شایسته همان خدا! او را ببخش

کمی مطایبه آمیز راستش را گفتم

تنها عاقلانند که حقیقت های پشت پرده را یاد می کنند

هر بهشت آرمانی پاکیزه و خالص نیست

آنچه برای مورچه ها شهر آرمانی است

برای انسان ها زباله دانی است

آنچه برای انسان ها شهر آرمانی است

آیا برای کسی زباله دانی است؟

پاسداری شده: {}{}{}{}{}{}}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{{}

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: منشور

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

بزرگی

یک انسان را در نظر بگیر

که کلش از مجموعه اعضایش بزرگتر است

این نشان می دهد که در انسان چیزهایی هست که از آنها بزرگی می تراود

پاسداری شده: احساس گناه ( با احترام به شخصیت بزرگ علمی فروید)

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: برادران آسمانی

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: مهربانی استاندارد جهانی دارد و همه چیز استدلالی نیست

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: او

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

انسان «یکی» است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

انسان "یکی" است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

انسان "یکی" است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

انسان "یکی" است هزارشعبه

انسان از خداست

یعنی هزار صفت دارد

هزار جور است

هزار بازی دارد

گاهی خودش هم گیج می شود

این»از خدا» باید «به خدا» برسد

یعنی یکی باشد

خشم و عشقش از یک جنس باشد

بفهمیم که همان که می خروشد، جرم می‌پوشد

و همان که قهر می ورزد،‌ مهر می‌آورد

همان که می جنگد،‌ می بخشد

و همان که می شکند،‌ می سازد

انسان کامل کسی است که چند تا نیست

و دیگران را هم یکتا نمی بیند

خطاکاران را به سبب آن که خطا کرده اند نمی راند

چون اگر «یکی» در درونشان خطا کرده باشد

«دیگری» که خطا نکرده است

و اینها هزارند لااقل

پس نباید گناه «یکی» را بر » دیگری » حمل کرد

کاری که حسد می کند

نباید بر دانش حمل شود

و کاری که شهوت می کند

نباید بر خرد حمل شود

پاسداری شده: مردم در همه جای جهان یکی هستند؛ همه جوره

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: کمال از آن خداست و کمال انسان هم از آن خدای درونی اوست.

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ثواب گرفتن از گناه

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: روانکاوی برای نقاب سازان

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: صخره- حکیم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

قرآنروانشناخت

نسخه ها یاد آور بیماری و دردند

اگر در دست کسی نسخه ببینی به یاد بیماری و گرفتاری هایش میفتی

قرآن از این جهت هم معجزه است

نسخه است

و انسان را به یاد شفا می‌اندازد

هر شعاع از حقیقت سرشار از مثبت اندیشی است

پاسداری شده: روان

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: وزن ، ریتم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

انسان از جهانی عظیم تغذیه می شود/ و فی السماء رزقکم و ما توعدون

عالمی هست که امکانات بالقوه انسان در آنجاست

آن قدر عظیم و پر هیبت است که افسوس می خوری

غم می خوری

آرزو می کنی که کاش هیچ کسی تو را نمی شناخت و کسی را نمی شناختی

دائم به خود مشغول بودی

و از همه امکانات انسان استفاده می کردی

خوشا به حال با تقوایان که روان سالمی برای استفاده همه جانبه از امکانات انسان در هستی دارند.

پاسداری شده: خوب و آرام بخوان ؛ ‌تندخوانی ثواب ندارد

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: وقتی زیادی تغییر می کنی …..

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: مرگ حیات‌بخش چقدر به تو می‌آید!

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: رابطه ها که تعریف نشود کارهای بی‌جا و ناسزا زیاد می‌شود

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: حالا ببین کجای کاری

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: نه روی استوا زندگی کن و نه قطب، نه شرقی خالص و نه غربی خالص

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: سه آیه اول سوره عنکبوت

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: وقتی در وضعیت نرمال هستی به چشمت بگو چشم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: انسان غار لازم

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ۲۰

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ۱۱

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: سبقت ممنوع نیست و آسمان لایتناهی است

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: زندگی با جریان

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا

ترجمه عنوان بالا که آیه 14 سوره اسراء است آن است که :

نامه (عملت) را بخوان که امروز، خودت برای حسابرسی خودت کافی هستی

خود انسان حسابرسی قوی در درون دارد

به گونه ای که همان خدایی که در آیات 24 و 25 سوره غاشیه گفته است که

ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم یعنی بازگشتشان تنها به سوی ماست و حسابشانهم تنها بر عهده ما

هم او می گوید خود انسان برای حسابرسی اش کافی است

یعنی در درون انسان چیزی به قوت خدا هست که خدا هم در آن خودش را می بیند

این موجود محاسبه اوضاع و احوال ما را به دست دارد

و در همین دنیا هم رسیدگی به ارزش ها و اولویت ها و ارزش دادن و ارزش گرفتن ها را سامان می دهد

مراقب باشیم

افسردگی ها و نشاط ها همگی خودی هستند و در این مورد باید گفت اعجاب انگیز است که دشمن،‌بی اجازه حمله نمی کنم

پاسداری شده: مهار انسان به دست ناخودآگاه است

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: جفتگیری ارضای نیاز روح است برای کمال دلخواه و الزاما جسمی نیست

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ترس از خود است که ترس از مرگ می نامندش

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: کدام دانه فرو رفت در درون که نرست

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: رمان خواندن خوب است اما

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: ایدز هنوز درمان قطعی ندارد

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: باید زحمت کشید

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

پاسداری شده: انسان بنده احسان است و نوکر عقل و دین هم نیست

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژهٔ خود را بنویسید:

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.